. فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ(آيه ٩٦ سوره مباركه يوسف)
.
.
پس از آنکه بشیر آمد (و بشارت یوسف آورد) پیراهن او را به رخسارش افکند و دیده انتظارش (به وصل) روشن شد، گفت: به شما نگفتم که از (لطف) خدا به چیزی آگاهم که شما آگه نیستید؟!
.
.
***
من اشياء مي انديشم، مثلا؛
به ذوالفقار ِعلي(ع)
به مشك ِ عباس(ع)
به عصايِ موسي(س)
به صليب ِ عيسي(س)
به قاليچه ى ِ سليمان(س)
به پيراهنِ يوسف(س)

من بسيار به اشياء مي انديشم و بسيارتر غبطه مي 
خورم به آن كسره ي مالكيت شان!!! به مالكيتي كه كم كم تبديل به يك نوع هم بويي و هم جنسي مي شود. به اجسامي كه مال كسي مي شوند و بوي خوب صاحبان شان را مي گيرند. هويت مي يابند و معجزه مي كنند.
.
و بعدترش ‎...از شما چه پنهان...ابرهاي حسرت مي آيند و مي بارند كه اين"من"!!... "من" ِبي كسره،...من بي " او"،...اين اندازه  بي هويت و تنها...به شوق كِه نفس مي كشد هنوز؟!

دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۹    

و گاهي هم مي شود

كسي

سال ها قبل از مرگش

شهيد شده باشد!

 

پ. ن: من چرا هر سال شب بيست و يكم رمضان هواي فاطميه مي كنم؟. 

پ.ن: آيدي اينستاگرامم:mdz393

جمعه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۹    


.
١- وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ ۖ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ ۖ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ(٦٠-بقره)
.
و به ياد آريد آنگاه را كه موسى براى قوم خود آب خواست. گفتيم: عصايت را بر آن سنگ بزن. پس دوازده چشمه از آن بگشاد. هر گروهى آبشخور خود را بدانست. از روزى خدا بخوريد و بياشاميد و در روى زمين به فساد سركشى مكنيد.

٢-وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَىٰ لَنْ نَصْبِرَ عَلَىٰ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا ۖ قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ ۚ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ ۗ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ۗ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ(٦١-بقره)
.
و آنگاه را كه گفتيد: اى موسى، ما بر يك نوع طعام نتوانيم ساخت، از پروردگارت بخواه تا براى ما از آنچه از زمين مى‌رويد چون سبزى و خيار و سير و عدس و پياز بروياند. موسى گفت: آيا مى‌خواهيد آنچه را كه برتر است به آنچه فروتر است بدل كنيد؟ به شهرى باز گرديد كه در آنجا هر چه خواهيد به شما بدهند. مقرر شد بر آنها خوارى و بيچارگى و با خشم خدا قرين شدند. و اين بدان سبب بود كه به آيات خدا كافر شدند و پيامبران را به ناحق كشتند و نافرمانى كردند و تجاوز ورزيدند.
.
.
.
هيچ با خودتان فكر كرده ايد كه چرا وقتي در آيه مباركه ٦٠ مردمان از موسي آب مي خواهند، خداي تعالي راهنمايي اش مي كند كه عصايت را به سنگ بزن و...
ولي در آيه مباركه ٦١وقتي طلب غذا مي كنند با قهر و غضب با آنها رفتار مي كند؟! .
.
من مي گويم يك بايد پنهان دارد.
يك غم جاويدان در آن عبارتِ " عصايت را بر آن سنگ بزن!"
كه مي گويد:" هر وقت كسي از شما طلب آب كرد به او بدهيد، نكند تشنه رهايش كنيد. به او آب بدهيد، حتي اگر از زير سنگ،
حتي اگر به معجزه،
حتي اگر...!!! .
 

دوشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹    

 

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ 

ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَايُبْصِرُونَ. سوره مباركه بقره. آيه ١٧.

ترجمه: مَثَل ایشان مانند کسی است که آتشی بیفروزد، و همین که روشن کند پیرامون او را،

 خدا روشنی آنان را ببرد و رها کند ایشان را درتاریکی‌یی که هیچ نبینند.

.

.

از اول آيه دلم ماند پيشِ عبارتِ "اَضاءَت حَوْلَهُ"!

يك جور خفت و خواري ريخت توي وجودم!

از تمام آن باورهايي كه فقط تا يك متري ام را بيشتر روشن نكردند! 

از خودم كه نور را از "نور" نخواستم از "نار" خواستم. 

و چه جهانِ  كوچك ِ كم سويي دارم! 

.

.

پ.ن: اينجا،اين شب ها اگر توفيق بود گاهي از قرآن خواهيد خواند.

پ.ن: اولين سَحَر، روشناي وجودتان. مبارك تان. نوش تان

پ.ن: كپي مطالب با ذكر منبع به نيت انتشار نور بلامانع است.

شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹    
تماس با من :   hoseinie10@gmail.com
پيوندها