. اين روزها به اين فكر مي كنم كه يك مادر باردار با چهار تا بچه قد و نيم قد حتما بايد خيلي خسته باشد هميشه! حتما بايد روزش پر باشد از كارهاي ريز و درشت! حتما بايد وقت كم بياورد. وقتي براي خودم و خودم نداشته باشد. باز فكر مي كنم توي اين همه شلوغي ها و خستگي ها، چرا بايد شب بيداري و گفت و گوهاي عاشقانه  با اين حجم زياد، اين همه وقت از  برنامه روزانه ات را بگيرد؟ چرا هر چه از تو براي ما مانده تصوير زني است كه به نماز ايستاده و نيايش مي كند؟ به چه كار اين روزهاي ما مي آيد سبك زندگي ات؟ تو خواستي چه بگويي با زبان زندگي ات؟ .
••• .

مادري غيرممكن ترين كار دنياست اگر به نيروي برتري وصل نباشي! اگر نتواني نگراني هايت را بريزي توي دامن خدا. اگر كسي را نداشته باشي كه بنشيني و برايش از دلواپسي هايت بگويي! از غذا نخوردنهاش، از ضعفش، از لجبازي هاش، بدقلقي هاش، بي وفايي هاش، قدرنشناسي هاش، از امروزش، فردايش، دوستانش، شبش، روزش...
مادري غيرممكن ترين كار دنياست اگر نخواهي دستت را بگذاري در دستان خدا! بسپاري هر روز همه چيز را به خودش! مادري كردن يك توانمندي انساني نيست! خيلي اش هدايت آسماني است. خيلي اش... .
••• .

من مادر يافتمت! مادرترين!

نمي شد اگر شب تا به سپيده نمي ايستادي به نماز! نمي شد اگر دستت را نمي گذاشتي توي دستها خدا! ما بدقلقي هايمان زياد بوده و هست! بي وفاي هايمان زياد بوده و هست. لجبازي هايمان حتي...در طول اين همه سال!!
دلواپسي هاي تو بيشتر است  اما ! 
ممكن ترين مادر...